محمدپارسا جانمحمدپارسا جان، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

نفس مامان و بابا

برای همسرم

روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است بهانه ی زندگیم تولدت مبارک ...
20 آذر 1391

نامی برازنده

سلام عزیز دلم.خوبی گلم. هر روز دارم به این فکر می کنم که چه اسمی برازنده و مناسب توست و فردایی دیگر از ما گله مند نباشی.گاهی فکر می کنم کاش خودت هم می تونستی در انتخاب اسمت مشارکت داشته باشی!!امیدوارم بتونیم نامی که برازنده توست و خوش آهنگ و با معنی خوب باشه انتخاب کنیم.فعلاً اسمهایی رو مد نظر داریم.مثلاً محمدامین،ایلیا،پرهام و پارسا. خدایا همیشه محتاج تو هستیم ما را یک لحظه رها نکن.                                            ...
19 آذر 1391

آیا آرمین بازیگر می شود؟!

فرزندم،عزیزم،پاره ی تنم.تو را با تمام وجودم دوست دارم.                                                     دیروز با مامانم رفتیم وخرید نهایی سیسمونی رو هم انجام دادیم.امیدوارم چیزی کم نباشه پسرم.به نظر خودم هر چیزی که لازم داری رو واست خریدیم.امیدوارم به امید خدا بیای و از وسایلت خوشت بیاد و به سلامتی استفاده کنی. دلبندم! یه فیلمساز از آرمین خوشش اومده و ازش تست گرفته.ازبین 40 ن...
16 آذر 1391

هفته سی و یکم

چشم و چراغ خونه ما سلام!باز خدا رو شکر می گیم که یه هفته دیگه رو به پایان رسوندیم و وارد هفته سی و یک شدیم.دیگه معنی سنگین شدن رو می فهمم!!دارم فکر می کنم باز قراره سنگین تر بشم می ترسم.آخه وقتی دراز می گشم بعد از بلند شدن مثل پنگوئن راه می رم.ولی خوب ارزشش رو داره عزیز دلم. پسر گلم اتاقت تقریباً آماده شده ازش عکس می گیرم و تو وبلاگت میذارم تا یادگار بمونه.ساک بیمارستان را هم بستم.عزیزم همه چی مهیاست تا تو بیای و قدم رو چشم ما بذاری.راستی عجله نکنی هنوز 2 ماه مونده.خیلی دوست دارم.                           &nb...
12 آذر 1391

هفته سی ام

سلام نفسم.چطوری گلم؟چند روزه که من بی حوصله شدم تو هم تکون خوردنت کمتر شده.دست خودم نیست عزیزم منو ببخش.کاش ناراحتی من روی تو اثر نداشت.پسر گلم وارد هفته سی شدیم.به امید خدا روزها داره می گذره و خدا کنه که با خوبی و خوشی بگذره.میگن تغییرات تو در این هفته باید این طور باشه: اندازه كودك شما كمي بيشتر از 39.3 سانتي متر شده است و وزن او حدود 1350 گرم مي باشد. مايع آمنيوتيك اطراف او اكنون حدود 700 گرم است اما با گذشت زمان كودك شما رشد كرده و حجم بيشتري از رحم را به خود اختصاص خواهد داد و در نتيجه حجم مايع آمنيوتيك اطراف او كاهش خواهد يافت. چشمان او باز و بسته مي شوند، او قادر است بين تاريكي و روشنايي تمايز قائل شود و حتي مي تواند حركت يك منب...
3 آذر 1391

آراد مهمان ما شد

سلام پسر گلم.سرحالی پسرم؟دیشب مهمون داشتیم.آقا آراد 25 روزه برای اولین بار مهمون ما شده بود.کمی اطراف رو نگاه کرد گفتم دوستت هنوز نیومده حدود 2.5 ماه دیگه ایشالاه میاد باهات همبازی میشه.همش هم بهش می گفتم کی پسرم قد تو میشه؟! پسرم وقتی آراد رو بغل کردم خیلی دلم خواست این روزها زودتر بگذره و تو بیای بغلم.خیلی می خوامتتتتتت پسرم از اونجایی که پیتزاهایی که من درست می کنم خیلی خوشمزه هست(من نمیگم هر کی خورده گفته ) به در خواست آرمین(داداش آراد) از همون پیتزاهای خوشمزه درست کردم.به امید خدا واسه تو هم می پزم نوش جان کنی عزیز دلم.                   &...
30 آبان 1391

هفته بیست و نهم

سلام و صد سلام به چراغ خونه ما.عزیزم آروزم اینه که همیشه خوب و سلامت باشی.الان که دارم باهات حرف می زنم.لگدهاتو به پهلوی چپم احساس می کنم.خیلی احساس قشنگی هست.پسرم تنها مادر هست که اینطور از لگد مال شدن لذت می بره.دوست دارم عزیزم تا می تونی محکم­تر.... دیروز رفتیم پیش دکتر و نتیجه آزمایش قند را بهش نشون بدم، خدا رو شکرمشکلی نبود و قندم نرمال بود.دلم واسه صدای قلبت تنگ شده بود دیروز صدای قلبت رو هم شنیدم.مادر به قربون صدای ناز قلبت بشه.  به امید خدا در هفته ٢٩ اینگونه خواهی بود: اكنون وزن كودك شما حدود 1100 گرم و اندازه او كمي بيشتر از 38 سانتي متر است. ماهيچه ها و ريه او به رشد خود ادامه مي دهند و سر او بزرگتر مي شود ت...
28 آبان 1391

آز قند

سلام جونم.امیدوارم خوب باشی کوچولوی دوست داشتنی من.دوستت آراد امروز ٢١ روزش شده.فکر کردم دیگه آقا شده ولی مامانش امروز حسابی از دستش شاکی بود می گفت آراد همش گریه می کنه و حسابی خسته اش کرده.ولی پسر گلم میدونم تو اینطوری نمی شی.از همون اول آقا خواهی بود.قربون پسر گلم بشم که نمی خواد مامانش رو اذیت کنه!امروز رفتیم آزمایشگاه ٢مرحله خون دادم فردا جوابش حاضر می شه خدا کنه نرمال باشه.
24 آبان 1391

هوای پاییزی

سلام پسر عزیزم.خوبی فسقلی من؟امروز مامانم داره واسه نوه ی عزیزش ٢ تا تشک دم دستی آماده می کنه.امروز هوا سرد شده و بارون میباره.ارتفاعات هم برف اومده.منم که مجبورم خونه بمونم و پایان نامه رو آماده کنم.امروز غروب هم می خوام برم پیش دکتر برام آزمایش قند بنویسه.نگرانم!خدا کنه که قندم نرمال باشه تا واسمون مشکلی پیش نیاد.
23 آبان 1391