محمدپارسا جانمحمدپارسا جان، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

نفس مامان و بابا

هفته سی و پنجم

سلام گل پسر،شیرین تر از قند و عسل.الان سی و پنج هفته هست که تو دل مامان جا خوش کردی.درسته که جات گرم و نرمه ولی داری بزرگ میشی و جا برات کوچیکه و نمی تونی شیرجه بزنی ولی انچنان لگدهایی به دنده و معده ام میزنی که مامانو از جا می پرونی، منم نازت می کنم و قربون صدقت میرم تا تو خودتو جا به جا کنی. خوشحالم عزیزم آخه ماشالاه پسر پر زوری دارم.گلم ! دوستان و فامیل زنگ میزنن و حال من و تو رو می پرسن و می خوان بدونن شازده کوچولوی ما کی تشریف میاره.همه منتظرت هستیم پس مواظب خودت باش و به موقع بیا.پسرم از این به بعد رشد فیزیکی تموم شده و فقط وزن اضافه خواهی کرد.خدا کنه اضافه کردن وزنت به اندازه باشه.این روزا خیلی سخته آخه سنگین شدم ولی خیلی هم شیرینه.ام...
11 دی 1391

هفته سی و چهار

سلام نفسم!خوبی جیگر؟چه خبر از دنیایی که توش هستی؟گلم وارد هفته سی و چهارم شدیم و این یعنی کم کم داریم به روز موعود نزدیک میشیم. دیشب خوابتو دیدم،خیلی پسر آرومی بودی و اصلاً گریه نمی کردی. پسرم تغییرات در هفته ٣٤ به این صورت هست: وزن كودك شما به 2155 گرم رسيده است و اندازه بدن او هم حدود 45.5 سانتي متر شده است. لايه هاي چربي كه براي تنظيم دماي بدن او بعد از تولد مورد نياز است در حال كامل شدن هستند كه در نتيجه بدن كودك شما حالت گردتري به خود گرفته است. سيستم عصبي مركزي او در حال تكميل شدن است و اكنون ريه هاي او كاملا رشد كرده اند. اگر از احتمال بروز زايمان زودرس نگران هستيد بايد بدانيد كه تقريبا 99% از كودكاني كه به اين مرحله از رشد م...
4 دی 1391

پسرم داره بزرگ میشه

سلام به پسر خوشتیپ خودم!دوشنبه ٢٧ ام آذر در حالی که حسابی داشت برف می بارید رفتم کلینیک.آخه قرار بود بعد چند هفته دوباره تو رو ببینم.عزیزم خانم دکتر بعد کمی وارسی و زل زدن به مونیتور شروع کرد.وزن ٢١٧٠ ،سن ٣٣ هفته و ٢ روز(به حساب خودم ٣٢ هفته و ٣روز) و...ماشالاه به پسر عزیزم،خانم دکتر گفت وزنت خوبه.داری بزرگ میشی عزیز دلم.پسرم واسه رسیدن به بهمن ماه لحظه شماری می کنم. درضمن امروز گواهینامه جدید ده ساله من اومد.روزی که داشتم برای اولین بار گواهینامه رانندگی می گرفتم انگار همین دیروز بود فکر نمی کردم موقع تمدیدش تو رو داشته باشم.اما میدونم دفعه دیگه به امید خدا تو کلاس سوم دبستان خواهی بود. پسرم!مامان همیشه عاشقته.   &nbs...
29 آذر 1391

سکسکه های پسرم

پسر گلم دیشب باز سکسکه میکردی.ولی یه خورده طولانی شد.نگرانت شدم. علت دقیق سکسکه جنین روشن نیست اما به هر حال تنها جنین هایی که آن قدر رشد کرده اند که دستگاه عصبی شان به قدر کافی تکامل یافته باشه، سکسکه می کنند. اعتقاد دارن که جنین مایع آمنیونی را می خوره و نیز استنشاق می کنه. در این هنگام مایع وارد ریه هات می شه، بعد دیافراگم منقبض می شه و باعث سکسکه زدنت میشه ومن حرکات ریتمکی(چیزی شبیه نبض) احساس می کنم.  به بابات گفتم نمی دونم چرا سکسه اش قطع نمیشه،نکنه اذیت بشه!چیکار کنیم قطع بشه؟! بابایی هم خندید و گفت پولی که روی اوپن گذاشته بودم و کی برداشته؟ بابات همین کلک رو یه بار به خودم زده بودم منم از حرفش متعجب شدم سکسکه ام ...
29 آذر 1391

دلتنگتم

سلام پسر نازم.دیروز یکشنبه نوبت دکتر داشتم.باتفاق بابایی رفتیم.بعد نیم ساعت نوبتم شد.دکتر فشارم رو گرفت،بعد رفتم رو ترازو.در ٤ هفته ١.٥ کیلو زیاد کرده بودم.صدای قلب نازتو شنیدم و مثل همیشه کلی ذوق کردم.قربون قلب کوچولوت برم که اینقدر تند میزنه.دوشنبه هم قراره برم سونو تا ببینم پسر گلم وزنش چطوره.تپلی شده یا نه؟!
27 آذر 1391

هفته سی و سه

سلام خوشگل من! عزیز دلم هوا خیلی سرد شده، و چند روزی هست که بارون میباره. آخه داره پاییز تموم میشه و وارد زمستون میشیم. تو هم که مامانی رو خونه نشین کردی. شبها هم خیلی شیطونی می کنی و نمی گذاری بخوابم. بی خواب های من به بابات هم سرایت کرده. نازنینم! هزاران بار خدا رو شاکرم که کمک کرد تا هفته سی و دو رو به اتمام برسونیم و وارد هفته سی و سه بشیم .   پسرم میگن در اين هفته وزنت كمي بيشتر از 1810 گرم و طول بدنت (از سر تا پاشنه پا) حدود 43.7 سانتي متر ميشه.چروكها و همچنين رنگ سرخ پوست تو كمتر شده و در حالي كه اكثر استخوانهات در حال سخت شدن هستند جمجمه ات هنوز نرم بوده و استخوانهاي جمجمه كاملا به يكديگر نچسبيده اند. اين ام...
25 آذر 1391

هفته سی و دو

هورررااااااا هفته 31 هم تموم شد و وارد هفته 32 شدیم.خدایا ازت ممنونم دیروز جمعه 17 آذر به سد خاکی سقالکسار که در نزدیکی رشت هست رفتیم. هوا خیلی خوب بود.فکر نمی کردم ابنقدر شلوغ بشه!!!خیلی خوش گذشت گلم.ایده جالبی که برای تمیز نگه داشتن این محیط تفریحی داشتن این بود که سه هزار تومن ورودی می دهی اگر در موقع خروج زباله های خودمون رو تحویل بدیم دو هزار تومان پس می گیریم.   پسرم تغییرات در هفته 32 اینطور هست: احتمالا اكنون وزن كودك شما حدود 1800 گرم و طول او هم حدود 43.2 سانتي متر است و بيشتر فضاي رحم شما را به خودش اختصاص داده است. ناخنهاي انگشتان پاهاي او درآمده اند و ناخنهاي انگشتان دستهاي او هم رشد كرده اند....
25 آذر 1391

تولد همسرم

سلام پسرم،عزیزترینم!امروز بیستم آذر ماه سال نود و یک هست و تو سخت مشغول لگد مال کردن مامانت هستی،آنچنان محکم به دنده هام لگد می زنی که گاهی مجبور میشم کج بشینم تا پاهای کوچولوت به دنده هام نرسه!پسر گلم امروز تولد بابات هست.واسش کیک پختم و یه کادوی خوشگل از طرف هر دومون بهش دادم.یک کیف چرمی که به پرستیژ استادی بخوره .عزیزم جات واقعاً خالی بود اما برای تولد من که ١٧ بهمن هست حتماً خودت رو می رسونی و ما باهم شمع تولد رو فوت می کنیم.انشاالاه.بابات امروز ٣١ ساله شد.بابای خیلی ماهی داری ایشالاه همیشه سایه اش بالای سر ما باشه.                     &nbs...
25 آذر 1391

خاطرات يك جنين

تا چند وقت پيش نبودم اما حالا زندگي مشتركم را شروع كردم و فعلا براي مسكن، رحم را براي چند ماه اجاره كردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بيرون مي اندازد و تمام وسايلم را هم مي گذارد توي كوچه!   ادامه مطلب را بینید اظهار وجود: هنوز كسي از وجودم خبر ندارد .البته وجود كه چه عرض كنم .هرچند ساعت يكبار تا مي خواهم سلول هايم را بشمرم همه از وسط تقسيم مي شوند و حساب و كتابم به هم مي ريزد. زندان : گاهي وقت ها فكر ميكنم مگه چه كار بدي كردم كه مرا به تحمل يك حبس 9 ماهه در انفرادي محكوم كرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!! فرق اينجا با آنجا : داشتم با خودم فكر مي كردم اگه قراربود ما جنين ها به جاي رحم مادر در جايي از بدن پدرها زندگي مي ...
23 آذر 1391