17.5ماهگی زندگیم
کار این روزهای من و تو شده تقلید صدای حیوانات.من می پرسم تو هم جوابمو میدی و دو تایی تشویق می کنیم.وای که چه حال میده.
ببعی چی میگه: ب ب
گاو چی میگه:ما ما (موقع تلفظش خیلی حالت لبت خوشگل میشه آه می خوای با صدای کلفت بگی ماااا)
جوجه چی میگه: دیک دیک (فعلا نمی تونی حرف ج را تلفظ کنی)
و بقیه حیوانات.
یه روز رفتیم خونه داییم.توی حیاط مشغول توپ بازی شدی که یهو چشمت به خانوم مرغه و جوجه هاش افتاد.

اولش ااینطوری نگاهش کردی(مثل عکس بالا)بعد دنبال مرغه دویدی.مرغ بیچاره هل کرد و یهویی به هم برخورد کردین. دیگه حالا نخند و کی بخند! گفتم مامانی گناه داره اذیتش نکن. تو هم زود بی خیالش شدی و رفتی پی بازی.
برای اولین بارت بود مرغ و جوجه از نزدیک می دیدی اما اصلاً نترسیدی.همینطور از گاو ، وقتی دیدیش دویدی بری باهاش بازی کنی!!!

پسرم دوست داری به تلویزیون از نزدیک نگاه کنی و ما برای دور کردن و راضی کردنت که بیای دورتر از تلویزیون بشینی باهات برنامه داریم.البته فقط برنامه های مورد علاقه ت رو از نزدیک دوست داری ببینی.مامان قربون چشمهای قشنگت بشه بیا عقب تر.



17.5ماهگی زندگیم 


