همه روز اول مدرسه رو یادشون هست.این روزا واسه خیلی ها خاطره ساخته .همون طور که منم هنوز روز اولی که پا مدرسه گذاشتم رو یادمه. از روزهای قبل به مامانم سفارش می کردم.مامانی رفتیم مدرسه تو پشت در منتظر من بمون یه وقت نری خونه. وقتی من تعطیل شدم باهم میایم خونه. یادمه توی راه هم بهش سفارش می کردم پشت در بمونی...من و دو تا از دوستام که در همسایگی ما بودن به همراه مادرهامون به مدرسه رفتیم.یادش بخیر فکر می کردیم دیگه خیلی بزرگ شدیم. وقتی وارد حیاط مدرسه شدیم پشت سرمونو نگاه نکردیم اصلا یادمون رفت با مادرهامون خداحافظی کنیم!دوان دوان رفتیم داخل.رفتیم کلاس و مارو بر حسب قد روی نیمکت نشوندن.من و دوستم اکرم کنار هم روی نیمکت ردیف دو نشست...